معنی کلمه هارونی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
هارونی . [ نی ی ] (ص نسبی ) منسوب به هارون و هارون قریه ای است در اسفل واسط عراق . (انساب سمعانی ). منسوب است به هارونیه ، که قریه ای است از سواد عراق . (اللباب فی تهذیب الانساب ج 2 ص 283). - قلیه ٔ هارونی ؛ نام قسمی از قلیه باشد: از حلق چون گذشت شود یکسان با نان خشک قلیه ٔ هارونی . ناصرخسرو. رجوع به قلیه شود. - کُر هارونی . رجوع به کر شود.