معنی کلمه سحرگاهی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سحرگاهی . [ س َ ح َ ] (ص نسبی ) منسوب به سحرگاه : آنچه درین حجله ٔ خرگاهی است جلوه گری چند سحرگاهی است . نظامی . ایا باد سحرگاهی کزین شب روز میخواهی از آن خورشید خرگاهی برافکن دامن محمل . سعدی . رجوع به سحرگاه شود.