معنی کلمه الطاط در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
الطاط. [ اِ ] (ع مص ) پوشیدن . (تاج المصادر بیهقی ). پنهان داشتن . (منتهی الارب )(آنندراج ). پوشانیدن و پنهان داشتن از کسی . (از اقرب الموارد). بازماندن غریم از حق . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

سخت خصومت شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ). سخت شدن در کار و در خصومت . (از اقرب الموارد).

منکر شدن حق کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). انکار حق کسی . (از اقرب الموارد).

به زمین چسبانیدن گور را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

یاری دادن بر انکار و بر انکار داشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). یاری دادن . (از اقرب الموارد).