معنی کلمه ولی قلندر در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ولی قلندر. [ وَ ق َ ل َ دَ ] (اِخ ) از شاعرانی است که در آستانه ٔ میرزا بابر ملازم است و بسیار خیره و چیره و دلیر و بی حیاست و شعر او در میان شعرا به بدی مشهور است و چون میرزا پیر بوداق به هری آمد و شاعران هری را به شیراز برد او را نیز همراه ایشان برد. این مطلع از اوست : نیَم ملول که کارم نکو نشد بد شد شود شود نشود گو مشو چه خواهد شد. (از مجالس النفایس ص 213 و 214).