معنی کلمه گلاوه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
گلاوه . [ گ َ وَ / وِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پیران بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع در 61هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 7هزارگزی جنوب خاوری راه شوسه ٔ خانه به نقده . هوای آن معتدل و دارای 70 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه و محصول آن غلات ، توتون وحبوبات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. به این ده گل آباد نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).