معنی کلمه غنجار در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
غنجار. [ غ ُ ](اِخ ) محمدبن احمدبن محمدبن سلیمان بخاری . ملقب به غنجار صاحب تاریخ بخارا. (منتهی الارب ). و عبدالملک سباری بن عبدالرحمن راوی این تاریخ [تاریخ بخارا] است .(منتهی الارب ذیل سبر). در کتاب اللباب فی تهذیب الانساب آمده : محمدبن ابی بکربن احمدبن محمدبن سلیمان بخاری معروف به غنجار صاحب تاریخ بخارا. او از ابوصالح خیام و محمدبن محمدبن صابر بخاری و دیگران حدیث شنید، و سیدابوبکر محمدبن علی بن حیدة الجعفری و ابوالمظفر هنادبن ابراهیم نسفی و دیگران از وی روایت دارند. وی به سال 412 هَ . ق . درگذشت - انتهی . (ج 2 ص 179).