معنی کلمه افناق در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
افناق . [ اِ ] (ع مص ) با ناز و نعمت شدن سپس سختی و رنج کشی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).