معنی کلمه تجاوید در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
تجاوید. [ ت َ ] (ع اِ) بارانهای نیکو و نافع. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). بارانها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مفرد ندارند مانند تعاشیب . (اقرب الموارد) (قطر المحیط) . واحد آن نیامده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).