معنی کلمه وکیع در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
وکیع. [ وَ ] (اِخ ) ابن جراح بن ملیح الرؤاسی ، مکنی به ابوسفیان . از فقیهان و دانشمندان و محدثان و مفسران است . وی به سال 197 هَ . ق . وفات یافت . او راست : کتاب السنن و تفسیری بر قرآن کریم . (الفهرست ابن الندیم ). و نیز رجوع به تتمه ٔ صوان الحکمة و الاعلام زرکلی و رجوع به ابوسفیان (وکیع) در این لغت نامه شود.