معنی کلمه خدای وردی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
خدای وردی . [ خ ُ وِ ] (اِخ ) ابن قاسم افشار از ترکان ایل افشار مقیم قلعه دمدم به آذربایجان غربی بود. وی با آنکه از خاندانی برخاست که افراد آن خاندان را با علم سر و کاری نبود و نه قبل ونه بعد او نیز از آن خانواده اهل فضلی برنخاست ، ولی او مردی عالم و فاضل و صالح بود و بشاگردی مولی ̍ عبداﷲ تستری مدتی وقت گذراند و از همدرسان سیدامیر مصطفی تفریشی صاحب نقد الرجال بود. از جمله ٔ کتب او کتاب «زبدة الرجال » در علم رجال است که بسیار شبیه به کتاب «اکلیل المنهج » مولانا محمدجعفربن محمد طاهر خراسانی ساکن به اصفهان است . (از روضات الجنات ص 265).