معنی کلمه افاضت در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
افاضت . [ اِ ض َ ] (ع مص ) فیض دادن و خیر بسیار رسانیدن . (از منتخب بنقل غیاث اللغات ). افاضة عربی است که در فارسی به این صورت نوشته شود : با آنچه ملک عادل انوشیروان کسری بن قباد را سعادت ذات .... و افاضت جود... حاصل است می بینم که کارهای زمانه میل به ادبار دارد. (کلیله و دمنه ). افادت تعلیم و افاضت تلقین سندباد را اثر کم از آن نبود. (سندبادنامه ص 54). و رجوع به افاضة شود.

پر کردن ظرف . (از منتخب بنقل غیاث اللغات ).