معنی کلمه وکح در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
وکح . [ وُ ک ُ ] (ع ص ، اِ) مرغ بچگان فربه آکنده گوشت . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). مفرد آن واکح یا وکوح است . (از اقرب الموارد).