معنی کلمه قراولخانه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قراولخانه . [ ق َ وُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) پاسگاه . مکانی باشد بلند، یک فرسخ از شهر دور و جمعی از حارسان شب و روز بالای آن چشم براه باشند اگر سیاهی غنیم از دور ببینند برای اِخبار مردمان درون شهر آتشی برکنند، و حارسان مذکور را در فارسی دیده بان گویندهرچند بمعنی مطلق نگهبان است . (آنندراج ). جایی که در آن قراولان منزل دارند. (ناظم الاطباء) : میان ابروش پر ریو و رنگ است قراولخانه ٔ شهر فرنگ است . محسن تأثیر (از آنندراج ).