معنی کلمه قرانیطس در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قرانیطس . [ ق َ طُ ] (معرب ، اِ) سرسام تیز را گویند خاصه ، و سرسام تیز آماس غشاء دماغ باشد نه آماس گوهر دماغ . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). ورم وآماس حجاب و ورم دماغ باشد. (برهان ). سرسام حاد. (ابوعلی سینا). یقال قرانیطس للورم الحار فی حجاب الدماغ الرقیق و الغلیظ دون جرمه . و سمی به لأنه یضر من قرنطیس و هو الذهن و الرأی . (ابوعلی سینا، مقالة ثالثه فی اورام الرأس از کتاب ثالث قانون چ طهران ). ورم و آماس حجاب و ورم دماغ . (آنندراج ). سرسام گرم .