معنی کلمه لفة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
لفة. [ ل َف ْ ف َ ] (ع اِ) آنچه قد کرباس بر آن پیچند. (مهذب الاسماء). آنکه فرت بر او پیچند. (جولاهگی ). ج ، لفّات .

سنبوسه . (دهار).

(ص ) باغچه ٔ درهم پیچیده درخت . لِفّة. (منتهی الارب ).