معنی کلمه اطم الاضبط در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
اطم الاضبط. [ اُ طُ مُل ْ اَ ب َ ] (اِخ ) نام قلعه ای است به یمن که گویند آن را اضبطبن قریع بنا کرد پس از تاراج صنعاء. (از منتهی الارب ). حصن هایی است بنام اضبطبن قریعبن عوف بن کعب بن سعدبن زید مناةبن تمیم که بر اهل صنعاء بتاخت و آنگاه که بر آنان چیره گشت و آنجا را تسخیر کرد در آن شهر حصنهایی بساخت و این ابیات در این باره به وی منسوب است : و شفیت نفسی من ذوی یمن بالطعن من فی اللبات و الضرب قتلتهم و ابحت بلدتهم و اقمت حولا کاملا اسبی . (از معجم البلدان ) (از مراصدالاطلاع ).