معنی کلمه اضاخی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
اضاخی . [ اُ ] (اِخ ) محمدبن زکریا اباغانم نجدی و بقولی یمامی اضاخی ، از مردم یکی از دیههای یمامه بود. از محمدبن کامل عمانی در عمان بلقا و مقدام بن داود رعینی مصری سماع کرد و ابوالعباس حسن بن سعیدبن جعفر فیروزآبادی مقری و ابوالفهد حسین بن محمدبن حسن و ابوبکر عتیق بن عبدالرحمن بن احمد سلمی عبادانی از وی روایت دارند. (از معجم البلدان ).