معنی کلمه نانکو در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
نانکو. [ ن ِ ] (ص مرکب ) ناخوب . ناپسندیده . غیرمستحسن . قبیح . زشت . نانیکو. که نیکو نیست : نکوکار و بادانش و داددوست یکی رسم ننهد که آن نانکوست . اسدی . بر پشت من از زمانه تو می آید وز من همه کار نانکو می آید. خیام .