معنی کلمه رادکان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
رادکان . [ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهپایه ٔ بخش مرکزی شهرستان گرگان که در 54هزارگزی جنوب باختری گرگان واقع است . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و سکنه ٔ آن 200 تن است . آب آن از چشمه سار تأمین میشود و محصول آن غلات ، حبوب و مقدار کمی برنج و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . زنان پارچه های نخی و کرباس میبافند راه آن نیز مالرو میباشد. در هنگام تابستان عده ای از آبادی گرگان بدین ده میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).