معنی کلمه صل در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
صل . [ ص َل ل ] (ع ص ) صاف و روشن کردن شراب را.

جدا کردن حبه را از خاک به ریختن آب .

رسیدن حادثه و بلا کسی را. (منتهی الارب ).