معنی کلمه صقعب در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
صقعب . [ ص َ ع َ ] (اِخ ) ابن زهیر، عبداﷲبن زهیربن سلیم ، وی خال ابی مخنف است از زیدبن اسلم و عطأبن رباح روایت کند. ابن حبان او را در ثقات آورده است . (تاج العروس ج 1 ص 336).