معنی کلمه صقع در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
صقع. [ ص ُ ] (ع اِ) کرانه .

گوشه ٔ زمین . ج ، اَصقاع . (منتهی الارب ). ناحیت . (مهذب الاسماء). سوی . و رجوع به صقع واجب شود.