معنی کلمه یاسریه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
یاسریه . [ س ِ ری ی َ ] (اِخ ) قریه ٔ بزرگی است بر کنار نهر عیسی و میان آن و بغداد دو میل مسافت است . و بر آن پلی زیبا و بدان باغها و بوستانهاست و فاصله ٔ میان آن والمحمول یک میل است . ابومنصور نصربن حکم بن زیاد یاسری و از متأخران عثمان بن قاسم یاسری ابوعمرو واعظ که به سال 616 در گذشته بدان منسوبند. (از تاج العروس و معجم البلدان ). دهی است به بغداد از آن ده است جماعتی از زهاد و نصربن حکم و عثمان بن مقبل محدثان . (منتهی الارب ). و ابن خلکان ذیل ترجمه ٔ (موسی بن عبدالملک اصبهانی ) آرد: آنگاه وارد یاسریه شدیم و میان آن و بغداد قریب پنج میل است در وسط بوستانهای بهم پیوسته است و مسافری که به بغداد میرود شب را در یاسریه میگذراند و برای رفتن به بغداد شبگیر میکند. (وفیات الاعیان ج 2 ص 268). و رجوع به اخبار الراضی باللّه یا الاوراق ص 88 شود.