معنی کلمه وضوح در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
وضوح . [ وُ ] (ع مص ) ضحة. روشن و پیدا و آشکار گردیدن کار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). هویدا شدن و روشن شدن . (تاج المصادر بیهقی ).

(اِمص ) روشنی . پیدایی . ظهور.