معنی کلمه وضائع در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
وضائع. [ وَ ءِ ] (ع اِ) ج ِ وضیعة، به معنی کتاب که در آن حکمت نویسند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

رخت و بار قوم . (منتهی الارب ). اثاثه ٔ مسافرین . (از اقرب الموارد). گویند: این خلفوا وضائعهم . - وضائع الملک ؛ آنچه بر رعایا مقرر و واجب است در ملک ایشان از زکات . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). - وضائع کسری ؛توقیعات انوشیروان . الوضائع الذین وضعهم کسری فهم شبه الرهائن کان یرتهنهم و ینزلهم بعض بلاده . (اقرب الموارد). رجوع به وضیعة شود.