معنی کلمه گستریده شدن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
گستریده شدن . [ گ ُ ت َ دَ / دِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) منبسط شدن . پهن شدن . انتشار یافتن . تعمیم یافتن . افاضه شدن بطور عموم : فضل تو بر همه شعرا گستریده شد گسترده باد بر تو رضای اله تو. فرخی .