معنی کلمه دحاس در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
دحاس . [ دَح ْ حا / دُ حا ] (ع اِ) کرمی است زردرنگ که در جایهای نرم و نمناک مغاکها سازد و طفلان آن را جهت شکار گنجشکان در دامها می بندند. ج ، دحاحیس . (منتهی الارب ). جنبنده ای که در ریگ پنهان شود. ج ، دحاحیس . (مهذب الاسماء).