معنی کلمه زرقوری در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زرقوری . [ زَ ] (معرب ، اِ) به لغت رومی دوایی باشد که آن را پای کلاغ گویند و به عربی رِجل الغراب خوانند و آن از جمله ٔ حشایش است . درد شکم و اسهال را نافع بود. (برهان ) (آنندراج ). رِجل الغراب است . (ترجمه ٔ صیدنه ) (از دزی ج 1 ص 589). (لکلرک ج 2 ص 208)... پای کلاغ . (لکلرک ایضاً). نبات آطریلال است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). رجوع به مترادفات کلمه شود.