معنی کلمه لاجرعه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
لاجرعه . [ ج ُ ع َ ] (ع ق مرکب ) بدون آشام . - لاجرعه نوشیدن یا لاجرعه آشامیدن و یا لاجرعه بسر کشیدن ؛ آشامیدن مایع ظرفی تاقطره ٔ آخر به یکدم . به یکباره نوشیدن هر چیز که در ظرف باشد. تمام نوشیدن مظروفی را. همه ٔ مظروف را یکباره نوشیدن . یکبارگی همه نوشیدن آنچه در پیاله باشد بی آنکه دم گرفته اندک اندک نوشند. (غیاث ) : جان از خمار رشک ، ظهوری بلب رسید کو رطل بزم هجر که لاجرعه سرکشم . ظهوری .