معنی کلمه اسلم اسود در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
اسلم اسود. [ اَ ل َ م ِ اَ وَ ] (اِخ ) وی بنام اسلم راعی نیز معروف است . در وقعه ٔ خیبر در حالتی که گوسفندی از آن یک تن یهودی را میچرانید ناگهان بخدمت حضرت ختمی مرتبت آمده تقاضای مسلمانی کرد و بعساکر مسلمین ملحق گردید و در حرب شرکت کرد و در همان روز بدرجه ٔ شهادت نایل گشت . این قصه و اسم این شخص محل اختلاف است . برخی نام وی را ابوسلمی میدانند. (از قاموس الاعلام ترکی ).