معنی کلمه کبک در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کبک . [ ک َ ] (اِ) دست . (ناظم الاطباء) (برهان ).

کف دست را گویند. (اوبهی ). کف دست . (ناظم الاطباء).

دست راست را گویند. (فرهنگ جهانگیری ) .