معنی کلمه نامسکون در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
نامسکون . [ م َ ] (ص مرکب ) غیرمسکون . که در آن کسی سکنی ̍ نگرفته است . متروک .

ناآباد. ویران . ویرانه . نامعمور. بایر.