معنی کلمه حجازی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
حجازی . [ ح ِ ] (ص نسبی ) منسوب به حجاز. مؤنث : حجازیة. - آهنگ حجازی . رجوع به ماده ٔ قبل شود : نمیداند که آهنگ حجازی فروماند ز بانگ طبل غازی . سعدی . - رطل حجازی ؛ در مقابل رطل مصری . رجوع به احکام الحسبة ص 80 شود. - قفیز حجازی ؛ کیلی مخصوص است . رجوع به النقود العربیة ص 40 شود.