معنی کلمه گزگزاره در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
گزگزاره . [ گ َ گ ِ رَ / رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج . واقع در 32 هزارگزی جنوب خاوری سنندج و 8 هزارگزی جنوب باختری سیس . هوای آن سرد و دارای 1240 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت . در دو محل فاصله ٔ 2 هزارگزی واقع، سکنه ٔ پایین 665 تن است . صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم و گلیم بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5).