معنی کلمه طلیطلی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
طلیطلی . [ طُ ل َ طَ لی ی ] (اِخ ) عیسی بن دینار واقد غافقی طلیطلی . در قرطبه سکونت گزید و از آنجا بسفر رفت و از ابوالقاسم سماع کرد و مصاحب وی گردید و به وی اعتماد کرد، آنگاه به اندلس رفت و در آن کشور صاحب فتوی گردید بدانسان که در آن هیچکس بر وی مقدم نبود... ابن فرضی گوید: یحیی بن مالک عائذ گفت از محمدبن عبدالملک بن ایمن شنیدم که میگفت عیسی بن دینار عالمی متقن بود، او کسی است که مسائل را بمردم عصر ما آموخت .او از یحیی بن یحیی با همه ٔ جلالت قدری که داشت فقیه تر بود و محمدبن عمربن لبابه میگفت : فقیه اندلس عیسی بن دینار و عالم آن عبدالملک بن حبیب و عاقل آن یحیی بن یحیی است ... طلیطلی بسال 212 هَ . ق . در طلیطله درگذشت و قبر وی در آنجا معروفست . (از معجم البلدان ).