معنی کلمه ثابت در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ثابت . [ ب ِ ] (اِخ ) ابن اسلم بن عبدالوهاب الحلبی النحوی مکنی به ابی الحسین خازن . صاحب طبقات از ذهبی آورده است که ثابت یکی از کبار نحویین و شیعی و متولی خزانه ٔ سیف الدوله بحلب بود و او راست کتابی در تعلیل قرائت عاصم . و اسماعیلیه او را به تهمت تصنیف کتابی در تفضیح اسماعیلیه و ابتداء دعوت آنان دستگیر کرده بمصر بردند و او را بدانجا در حدود 420 هَ . ق . بیاویختند. رجوع به روضات ص 142 شود.