معنی کلمه پری پوی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
پری پوی . [پ َ ] (ص مرکب ) که پویه ای چون پری دارد : سیه چشم و گیسوفش و مشک دم پری پوی و آهوتک و گورسم . اسدی (گرشاسب نامه )