معنی کلمه وسام در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
وسام . [ وَ ] (ع مص ) زیبا و خوب روی گردیدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نیکوروی شدن . (تاج المصادر بیهقی ).