معنی کلمه استانوس در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
استانوس . [ ] (اِخ ) استانوز. قصبه ٔ کوچک ناحیه ٔ مرکزی ، در انطالیه قضای مرکز سنجاق تکه از ولایت قونیه قریب 60 هزارگزی شمال غربی انطالیه ، بساحل نهری بهمین نام . موقع آن مرتفع و هوایش معتدل و روح افزا و محل تابستانی انطالیه باشد. (قاموس الاعلام ترکی ).

نام ناحیه ای و آن مرکب است از مرکز و 43 قریه و از طرف مغرب محدود است بسنجاق بوردور.