معنی کلمه زراوح در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زراوح . [ زَ وِ ] (ع اِ) ج ِ زروح و زروحة.(منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پشته ٔ خرد یا پشته ٔ پهنا پست یا ریگ توده ٔ کج . (آنندراج ). رجوع به مفردهای این کلمه شود.