معنی کلمه اسپوراد در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
اسپوراد. [ اِ پ ُ ] (اِخ ) (جزائر...)اسپراد. جزائر کوچک در بحر ابیض بین رودس و سیسام . اسپوراد در زبان یونانی بمعنی پراکنده میباشد و بواسطه ٔ تفرّق و پراکندگی جزائر فوق را بدین نام خوانده اند و آنها عبارتند از: کاریوط، پَطمس ، لرِس ، کالیمنوس ، استانکوی ، اوستریالیه ، ارکی ، خرکیت ، انجیرلی ایلیاکی ، کرپه و کاشوط. این جزیره ها در ازمنه ٔ قدیمه بسیار آباد بود و اهالی متمدّن و راقی داشت ولی اکنون سکنه ٔ آن فقیرند و یگانه مدار معیشت شان تجارت اسفنج است که آن نیز در دست یک دسته محتکر است . رجوع به اسپراد و هر یک از جزائر فوق و قاموس الاعلام ترکی شود.