معنی کلمه زراکن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زراکن . [ زَ ک َ ] (نف مرکب ) زرآکننده . که زر را در جائی انباشته کند. که زر جمع کند و در جائی انبار نماید : زراکن که او خاک بر زر کند خورد خاک و هم خاک بر سر کند. نظامی .