معنی کلمه رتخ در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
رتخ . [ رَ ت ِ ] (ع ص ) قرادرتخ ؛ کنه که بالای پوست شکافته چسبیده باشد. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ).