معنی کلمه ازمان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ازمان . [ اِ ] (ع مص ) مزمن شدن بیماری .

دیرینه شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). آمدن روزگار بر کسی . (منتهی الارب ).

انکار کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ).