معنی کلمه فرزنه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
فرزنه . [ ف َ رَ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مشهدریزه ٔ میان ولایت باخرز از بخش طیبات شهرستان مشهد، واقع در 25هزارگزی جنوب باختری طیبات و ده هزارگزی باختر مرز ایران و افغانستان . ناحیه ای است کوهستانی ، معتدل و دارای 500 تن سکنه . از قنات مشروب میشود و محصول عمده اش غلات و زیره است . اهالی به کشاورزی و مالداری و قالیچه بافی گذران می کنند. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).