معنی کلمه لروم در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
لروم . [ ل ُ ](اِخ ) دهی جزء دهستان دیکله بخش هوراند شهرستان اهر، واقع در 2500 گزی جنوب هوراند. و 13500 گزی شوسه ٔ اهر به کلیبر. کوهستان . معتدل . دارای 278 تن سکنه ٔ شیعه . آب آن از دو رشته چشمه . محصول آن غلات . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . محضر رسمی طلاق و ازدواج دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).