معنی کلمه خایه نهادن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
خایه نهادن . [ ی َ / ی ِ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) بیضه دادن مرغ . (غیاث اللغات ). تخم گذاردن : همچو مرغی که هرزه گرد افتد نیست جایی که خایه ای ننهاد. سلیم (از آنندراج ).

کار بد و شنیعی باشد که باعث آزار و بیم و هلاکت گردد. (برهان قاطع) (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء).

ترسیدن . (غیاث اللغات ).

خجالت کشیدن و ذلیل و پشیمان شدن . (آنندراج ).