معنی کلمه ورکار در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ورکار. [ وَ ] (اِ) هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد همچو خربوزه و هندوانه و خیار و کدو و بادنجان و مانند آن . (ناظم الاطباء) (برهان ). رستنی که تنه ندارد. (آنندراج ).

به اصطلاح لوطیان موضع مخصوص زنان . (آنندراج ).

(ص مرکب ) در کار و مشغول به کار. (ناظم الاطباء).