معنی کلمه جاپلقی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
جاپلقی . [ پ َ ل َ ] (اِخ ) محمد شفیعبن حاج سید علی اکبر موسوی النسب بروجردی المسکن و المدفن . از اکابر علما و جامع معقول و منقول و حاوی فروع و اصول است و در رجال و حدیث بصیرتی بسزا داشت و از شاگردان حاج ملا احمد نراقی و شریف العلماء مازندرانی و سید محمد مجاهد و دیگر اکابر وقت بوده است . او راست : 1- الاصول الکربلائیة. 2- الروضة البهیةفی الطرق الشیعیة، که در اجازه ٔ دو فرزند خود سید علی اصغر و سید علی اکبر ملقب به آقا کوچک نوشته در رشته ٔ خود نظیر لؤلوءة البحرین صاحب حدائق و حاوی شرح حال اجمالی مشایخ اجازات او از زمان خود تا صدور اول میباشد و بسال 1280 هَ .ق . در تهران چاپ سنگی شده است . 3- القواعد الشریفیه در اصول که بنام استاد خود شریف العلماء منسوب داشته است . و آن نیز در همان سال در تهران چاپ سنگی شده است . 4- مرشد العوام در صلوة. 5- مناهج الاحکام فی مسائل الحلال و الحرام . و کتب دیگر و سیدحسین بروجردی صاحب نخبة المقال در رجال از جمله ٔ شاگردان اوست و بسال 1280 هَ . ق . در بروجرد درگذشت . شیخ محمد تقی دزفولی در تاریخ وفاتش گوید: برای ضبط تاریخ وفاتش از دم غیبی بگوش من ندا آمد «فمنهم من قضی نحبه » (=1280). (از ریحانة الادب ).