معنی کلمه صریخ در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
صریخ . [ ص َ ] (ع ص ) فریادرسنده . (منتهی الارب ). فریادرس . (مهذب الاسماء) (دستور الاخوان ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). مغیث .

فریادخواهنده . (منتهی الارب ).

(اِ) آواز فریادخواه . (منتهی الارب ). فریاد. (دهار). آواز سخت ، گاه ترس یا مصیبت .